مرتضى مطهرى

46

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

عوامل زيستى ، يك افراد فوق العاده‌اى ظهور مىكنند و اين افراد فوق العاده منشأ تحول تاريخ مىشوند و به عبارت ديگر اينكه افراد فوق العاده منشأ تحول تاريخ هستند ، به عوامل زيستى برمىگردد . پس در واقع ما عامل تحول تاريخ را برگردانديم به عوامل زيستى : اين چرا نابغه شده ؟ حتماً يك عوامل خاص زيستى در او هست ، مثلًا يك عوامل وراثتى [ در او وجود دارد ] ، يك سلسله پدرهاى چنينى داشته ، مادرهايش اين‌جور بوده‌اند و يك ژنهايى از آنها به او به ارث رسيده و بعد يك تركيبى در ژن اين شخص صورت گرفته و يك ساختمان خاصى به وجود آمده كه او يك فرد فوق العاده شده است داراى يك مغز فوق العاده ، يك اعصاب فوق العاده و يك ارادهء فوق العاده . پس در واقع مسئلهء « مردان بزرگ » از يك جهت برمىگردد به عوامل زيستى . حال مىرويم سراغ عامل ديگر : نيروى برهم انباشتهء دانش . اين را شايد بشود عامل مستقلى به حساب آورد ولى اين عامل برمىگردد به اينكه انسان يك خصوصيت نوعى دارد و آن خصوصيت نوعى انسان كه او را از نظر تاريخى هم متكامل مىكند اين است كه مىتواند تجارب و اندوخته‌هاى علمى خود را حفظ و نگهدارى كند . در حيوانات چنين استعدادى نيست و آن اينكه بتواند علم را به نسل ديگر منتقل كند كه علم نسل قبلى با علم نسل بعدى - كه او چيزى بر سرمايهء نسل قبل مىافزايد - روى همديگر انباشته مىشود ، جمع مىشود ، متكامل مىشود ، نسل ديگرى مىآيد ، باز تجربيات و معلومات بيشترى دارند و اينها با آنچه كه در نسل پيشين بوده جمع مىشود [ و به همين ترتيب دانش بشر متكامل مىشود . ] در ميان حيوانات ، اين انسان است كه [ اين خصوصيت نوعى را دارد و ] اين برمىگردد به همان استعداد كتابت و نوشتن : عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ « 1 » و ديگر : عَلَّمَهُ الْبَيانَ « 2 » . انسان از وقتى كه انسان شده اين دو توانايى در او بوده است : يكى توانايى بيان [ و ديگر توانايى نوشتن . ] حال انسان كى و به چه شكل انسان شد ، كارى نداريم . بالاخره يك مرحله‌اى هست كه در آن مرحله ، انسان به همين مرحلهء انسانيت خود رسيده كه مىتواند ما فى الضمير خودش را ، انديشهء خودش را ، اندوخته و تجربهء خودش را به وسيلهء بيان با الفاظ و حروف و كلمات و علامات لفظى به ديگران منتقل كند - كه اين فقط در زبان واحد مفيد و مؤثر است - و هم مىتواند به وسيلهء يك سلسله علامات كتبى ( حال اينكه خطوط تكامل پيدا كرده به جاى خود ) با يك سلسله علامات نقشى ، اندوخته و تجربهء خودش را باقى بدارد و حفظ كند . اين سبب مىشود كه معلومات هر نسلى به نسلهاى ديگر تا حد زيادى - اگر نگوييم صد درصد ، لااقل نود درصد - منتقل شود و با آنچه كه در نسل بعد جمع مىشود روى همديگر انباشته گردد و

--> ( 1 ) علق / 4 و 5 . ( 2 ) الرحمن / 4 .